موهاشو از ته بزن کچل کچل| ویکی پدیا فارسی

دخترم  

یه دختر ناز دارم دوازده سالشه موهاش تا وسط پشتش بود و می خواست تا کمر بلندشون کنه جونش بود و موهاش ولی مراقبتش سخت بود هر بار حموم میرفت باید پشت سرش برم موهاشو خودم بشورم خودش خوب نمیشوره این اوخر یکم ریزشم داشت خلاصه موهاش کلافمون کرده بود هر چیم میگفتم بیا بریم اریشگاه یکم برات کوتاه کنه نمیومد جمعه پیش فرستادمش حموم و خودم با نقشه قبلیطبق معمول برای شستن موهاش رفتم قبلش موهاشو یه دستی کشیدم گفتم محنا مامان موهات نوکاش نازک شده موخره گرف

ادامه مطلب  

من که باورم نمیشه  

دیروز ساعت 7 عصر بود رفتم سلمونی که موهامو از حالت هپلی هپو در بیارم داخل سلمونی که شدم دو
نفر که انگار با هم بودن جلوی من تونوبت بودن منم رفتم نشستمو مشغول خونده مجله های عهد بوق شدم
 (من موندم چرا این مجله جدید نمیخره به خدا همشو حفظ شدم من) خلاصه اونی که موهاشو داشت کوتاه
میکرد رفت یکی از این دوتا که بغل من بودن رفت نشست تا موهاشو کوتاه کنه یه ربع ساعتی گذشت که
آقای پیرایشگره آرایشگره سلمونیه چمن زنه نمیدونم حالا هر چی با تعجب به اون یارو ن

ادامه مطلب  

ماجرای موهای فرانک(واقعی)  

یه دختر خاله دارم که تا اول راهنمایی همیشه یا کچلش میکردن یا پسرونه موهاشو میزدن یه دفه وقتی پنج سالش بود یه قیچی برداشته بود به اندازه یه سکه موهای بالا سرشو کوتاه کرده بود موهاش تا پایین گردنش میومد شوهر خالم وقتی دیدش در جا بردش تو انباری نشوندش رو زمین و موهاشو با ماشین دستی با نمره صفر زد با اینکه ماشین میگرفت به موهاش صداش در نیومد و تا اخر نشست تا کچلش کرد بعد هم نوبت برادرش بود ولی چون ماشین گیر میکرد به موهاش اون در میرفت شوهر خالم دن

ادامه مطلب  

...  

یکی از آرزو‌هام اینه که


یه روز زودتر از بقیه بیدار شم


زنگ بزنم به یکی بگم تا الان خواب بودی؟

_________________________
یه نفر موهاشو کوتاه کرده پست گذاشته

کوتاه کردم تا همه حسودا بسوزن.


حالا یارو المپیاد شیمی کشوری اول شده بود

گفت امیدوارم همه اول بشن

ادامه مطلب  

یکتا  

سلام یه ماه پیش دخترم اومو بهم گفت مامانی بیا موهامو شونه بزن دخترم 17 سالشه بهش گفتم باشه داشتم موهاشو شونه میزدم که یهو باباش از راه رسید گفت چکار میکنی گفتم دارم موهای یکتا رو شونه میزنم گفت چرا کوتاش نمیکنی گفتم نمیدونم گفت برو یه قیچی بایه شونه بیار تا خودم کوتاش کنم دخترم خیلی مظلومه بیچاره وقتی فهمید راضی نبود اما هیچی نگفت منم رفتم آوردم رفتیم تو حموم یکتا رو نشوند روصندلی موهایی که تازیر کمرش بود رو تا بالای گردنش کوتاه کرد یه نگاهی

ادامه مطلب  

 

شوهر خالم ماموریت بود که پسر خالم این دسته گلو آب داده بود بعد یه هفته وقتی برگشت من خونشونم بودم دختر خالمو که دید گفت کی سر بچه رو اینجوری کرده ؟؟خالم گفت اردشیر شوهر خالم عصبانی شد گفت مگه عقل نداره دختر و برداشته کچل کرده حالا نگو چن بار خودش سر فرانک طفل معصومو کچل کرده بود خخخخ یهو اومد سمت دختر خالم گفت بابایی بیا بریم تو حموم موهاتو درست کنم بغلش کرد بردش تو حموم پیرهنشو در اورد و همون جوری سر پا با ماشین دستی بقیه موهاشم با نمره چهار ز

ادامه مطلب  

6  

زیباترین تیپ چند روز اخیرشو زده , موهاشو یه طرف پیشونیش انداخته , چشماش میدرخشه و پر از عشق و دوس داشتنه , لبخند چهره ی زیباشو زیباتر کرده , دستاشو روی هم انداخته و گذاشته روی شونه خوشبخت ترین پسر دنیا...با این عکس منو هزاران برابر عاشق خودش کرده

ادامه مطلب  

 

همیشه گفتم میم مثه مرد...
اما تا حالا شده یه مرد اینطور از همه چی  دست بکشه حتا خودش
شده ؟!!!
شده موهاشو جوری بزنه ک داغ تموم مدل موها و رنگا به دلش بمونه 
شده از طرح زدن روی ناخناش دیگه لذت نبره
شده لذت که هیچ یه حس بدی تا سر حد تنفر داشته باشه
نه نشده 
شده اونقد مردونه رفتار کنه که حال خودشم از خودش بهم بخوره
درک می کنه بغض همیشگی ینی چی 
که نه میشه قورتش داد و نه میشه ترکوندش 
هعی ...
نوشتن این خزئبلات چه سود 
جز...
ه بیخش 
 
روز و روزگارتون نیکو

ادامه مطلب  

احمقانه  

کارایی که برای جلب توجه میکنیم گاهی اوقات؛ خیلی احماقه بنظر میرسه.البته وقتی از بیرون به قضیه نگا میکنی!
اصولن توی یه رابطه یا خاطره یا یه اتفاقی که دو نفر برای مثال توش سهیم‌ن! از دید هر دو طرف حق کاملن با خودشونه و به اصطلاح یه طرفه میرن پیش قاضی٬اما از بیرون این فقط یه اتفاقه...یه اتفاقی که همیشه با نقاب های مختلف وجود داشته و الان داره برای شما میفته!
بگیرش!نذار بیفته...بشناسش!برو تاریخچه شو بخون!ببین پدرش کیه مادرش کیه!برای کی‌آ افتاده و م

ادامه مطلب  

#احسان دستتو بزار تو دستم میخوام باهات برقصم  

کاری ندارما اما به نظرم یکی از قشنگترین حس های دنیا
وقتیه که از پشت میچسبه بهت موهاشو باز میکنه،دستاشو میگیری
سرت میزاری لایه موهاش بو میکنی (بو شامپو خارجی) و تو تاریکیه شب
با یه اهنگ لایت میرقصین ...
میخوام بگم ینی بعضی وقتا واسه ارضا شدن حتما لازم نیس نیاز جنسیت
ارضا بشه یه بغل ساده،یه عشق بازی لایت میتونه روحه ادمو ارضا کنه :)

ادامه مطلب  

یهویی  

من آدمی هستم که خیلی از کار یهویی خوشم میاد. یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم که از جلو یه آرایشگاه رد شدم یهو به سرم زد برم موهامو کوتاه کنم اونم آلمانی. رفتم تو و دیدم یه چند نفر نشستن و آرایشگره گفت کارتون چیه؟ منم گفتم اومدم واسه کوتاهی . اونم گفت باید وقت میگرفتی ولی حالا بشین یه کاریش میکنم. منم نشستم. خانومایی که اونجا بودن خیلی کار داشتن یکیش یه پیرزن بود که موهاش که کوتاه بود بازم کوتاه کرد کوتاه کوتاه پسرونه! بعد موهاشو رنگ کرد و بعدش

ادامه مطلب  

#120  

فک میکنم ی روزی ا بابام ی دفتر خاطراتی پیدا کنم ک علاوه بر خاطرات عاشقیش با مامانم ی جاش نوشته"اگه ی روزی دختر دار شم و دخترم بیاد و موهاشو بریزه تو صورتم و بهم بگه بابایی پول میدی؟؟چک سفید امضا بهش میدم"...
خدا مرسی ک موهای بابام جو گندمی شده!مرسی ک صورتش چروک برداشته!مرسی ک بابام شکم داره...مرسی ک بابام میخنده...مرسی ک بابام دوسم داره...
#تو وصیت نامم آدرس اینجارو مینویسم!بعد مرگم تمام پستامو بخونید!

ادامه مطلب  

وسیله شخصی  

موقع سفر وقتی وسایل شخصی تون رو همراه میبرید چهارچشمی مراقب باشید هدف قرار نگیره...
*** صبح بعد از بیدار شدن میخواستم موهامو شونه بزنم دیدم برسم نیست بعد دیدم ای وااااااای من دامادمون راحت داره موهاشو شونه میزنه...خیلی ناراحت شدم از این همه بی ملاحظگی...خب آدم چی بگه اینطور مواقع...یعنی آدم ها بعضی هاشون تا چه سنی قراره بفهمن که وسایل شخصی دیگران  رو استفاده نکنن..اونم شونه....

ادامه مطلب  

140.  

داشتم نوشته های قدیمی رو میخوندم و غرق شدم تو اون روزا ...یه مدت از وبلاگ نویسی بدم اومده بود و به نظرم کار مسخره ای بود ولی حالا میفهمم که چقدر خوبه.الان من یه آدم پشت کنکوریم که فقط 6ماه فرصت داره تا آینده شو بسازه...یه آدم گناهکار که حتی روش نمیشه از خدا موفقیتشو بخواد . یه آدمی که تاحالا اونقدر توبه شکسته که حسابش از دستش در رفته !!یه دختری که امروز میخواد بره موهاشو از ته کوتاه کنه تا با اون موها هر چیز بد و منفی رو هم از خودش و ذهنش دور کنه ... م

ادامه مطلب  

 

داشتم نوشته های قدیمی رو میخوندم و غرق شدم تو اون روزا ...یه مدت از وبلاگ نویسی بدم اومده بود و به نظرم کار مسخره ای بود ولی حالا میفهمم که چقدر خوبه.الان من یه آدم پشت کنکوریم که فقط 6ماه فرصت داره تا آینده شو بسازه...یه آدم گناهکار که حتی روش نمیشه از خدا موفقیتشو بخواد . یه آدمی که تاحالا اونقدر توبه شکسته که حسابش از دستش در رفته !!یه دختری که امروز میخواد بره موهاشو از ته کوتاه کنه تا با اون موها هر چیز بد و منفی رو هم از خودش و ذهنش دور کنه ... م

ادامه مطلب  

غربت  

شبهای قدر امسال من غفلت کردم ولی مادرم هر سه شب رو با چشمان اشکبار تا سحر قرآن به سر گرفت.
دیشب دخترک رو بغل کرده بودم و موهاشو نوازش می کردم.یک دفعه هق هق گریه رو سر داد. گفت:" مامان پس چرا خدا دعای منو نمیشنوه؟ ". نمیدونستم چی بهش بگم؟.گفت امروز توی امامزاده صالح خیلی دعا کردم اما خدا اصلا منو نمیبینه و حرفامو نمیشنوه.دلم خیلی براش سوخت.
ما توی خونه ی جدیدمون هنوز جا نیفتادیم.در و دیوار خونه برام غربت میاره.خیلی دلم گرفته این روزها.مدام دلم میخو

ادامه مطلب  

خخخخخخخخخ  

یه نفر موهاشو کوتاه کرده پست گذاشته کوتاه کردم تا همه حسودا بسوزن. حالا یارو المپیاد شیمی کشوری اول شده بودگفت امیدوارم همه اول بشن

ادامه مطلب  

 

اولین بار که رفتم آموزشگاه استادمون خسته بودم...خسته وگرسنه وقتی با اون آسانسور قراضه رسیدم طبقه
شیشم واون پسره که موهاشو از پشت بسته بود درو باز کرد دلم میخواست برگردم اما نمیشد.
رفتم تو کلاس و پشت اون میز وصندلی های پلاستیکی نشستم قلپ قلپ هایپ خوردم ووقتی دوستامو دیدم آروم
گرفتم وشروع کردم به طراحی دقیقه ها میگذشت وبرام لذت بخش تر بود اون مکان!اینکه شجریان داشت اینکه
داشتم طراحی میکردم اینکه فضای نسبتا ساکتی بود واینکه چقد اون صندلیای پل

ادامه مطلب  

ناامید  

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد.یه بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟یه بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟یه بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟بهش گفتم چی شده؟ کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ... گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوست دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی ، چون میدونی گیر کردم ،گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزد

ادامه مطلب  

میم مثل مرد  

 
مرد خیلی بیشتر از یه دختره گناه داره
مرد لاک نمیزنه به ناخونش که وقتایی که غصه داره ناخوناشو نگاه کنه از ته دل احساس رضایت کنه
مرد تو اوج تنهایش سرشو نمیزاره رو شونه دوستشو ودشو خالی کنه
مرد وقتی با همه لج میکنه نمیتونه موهاشو از ته کوتاه کنه به نشونه اعتراض
یه وقتایی
یه جاهایی
باید گفت
میم مثل مرد

ادامه مطلب  

221  

دیروز رفتم دیدن ِ پاییز . دیروز ظهر . وقتی بچه مدرسه ای ها تعطیل شده بودن . بگم پاییز دیروز منو گرفته بود و دلم داشت همه چیز رو به یادم میاورد یا بگم وقتی پاهام رو به عمد میذاشتم روی برگای زرد ِ خواسته نشده از طرف درخت ، سعی داشتم فکر کنم روزی که منم دست پسرمو بگیرم و موهاشو به هم بریزم و با هم از اولین روز مدرسه حرف بزنیم ، حتما حال ِ محزون ِ بی درمون ِ این روزام ، رفته که بره ...
دیروز غروب وقتی رسیدم خونه و کفشامو از توی پاهای داغم کشیدم بیرون تصمی

ادامه مطلب  

عروسک قشنگ من  

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده رو بازوهای یه نفر دیگه خوابیده اون که یهروزی همه زندگیه من بود چند روزیه جواب زنگ هام و نمیده عروسک قشنگ من بسته چشاشو دست یکی دیگه نشسته تو موهاشو میگن که اون غریبه دنیاشو گرفته تو غصه هاش کنارشه داره هواشو عروسک من چشماتو وا کن که یکی اینجا چشماش به راهه تو که می دونی شکستن دل خیلی گناهه تو که می دونی شکستن دل خیلی گناه
♫♫♫♫♫♫
 
میگن کنارش غمی نداری خوابیدی آروم با لالا لالایی لالا لالایی ، لالا لالایی ، لالا لا

ادامه مطلب  

میم مثل مرد  

 
مرد خیلی بیشتر از یه دختره گناه داره
مرد لاک نمیزنه به ناخونش که وقتایی که غصه داره ناخوناشو نگاه کنه از ته دل احساس رضایت کنه
مرد تو اوج تنهایش سرشو نمیزاره رو شونه دوستشو ودشو خالی کنه
مرد وقتی با همه لج میکنه نمیتونه موهاشو از ته کوتاه کنه به نشونه اعتراض
یه وقتایی
یه جاهایی
باید گفت
میم مثل مرد

ادامه مطلب  

 

شانزده سالم بود که از "مرضیه" خوشم اومد؛چند خونه اونورتر از ما زندگی می کردن؛اونوقتا مثل حالا نبود بشه بری جلوو اقرار کنی ... که عاشق شدی؛عشق رو باید ذره ذره میرختی تو خودت؛شب ها باهاش گریه میکردیصبح ها باهاش بیدار میشدیو گاهی می بردیش سرکلاس؛"مرضیه" دو سال بعدش شوهر کرد۲۰ سالم که شد از همکلاسیم خوشم اومدخیلی شبیه "مرضیه" بودرفتم جلو و بهش گفتم دوسش دارم؛ولی قبل از من یکی تو زندگیش بود  تو ۲۵ سالگی از همکارم خوشم اومد؛تن صداش عجیب شبیه "مرضیه"

ادامه مطلب  

بهشت مجسم .  

کدوموبیشتر دوس داری ؟ با چشات صورت مامان باباتو دیدی ، صورت داداش خواهرتو دیدی ، با چشات خوشگلیای زندگی رو دیدیبا گوشات ...با گوشات چه صداهایی که نشنیدی ...ته گوشات چه لالایی فوق العاده ای که پخش نمی شه ...با گوشات اولین بار کلمه هایی رو شنیدی که می گن معجزه می کنه ! شنیدی : مواظب خودت باش! شنیدی : می دونی چه قد دوست دارم دیوونه ؟با دستات دستاشو گرفتی ، با دستات موهاشو گرفتی ، با دستات اولین نامه رو نوشتی ، با دستات اولین شعرو نوشتیپاهات تو رو بردن

ادامه مطلب  

داستانک 2  

چشمای سیاه عمیقی داره.
وقتی به چشمام  نگاه می کنه اونقدر نگاهش صافه که خودمو تهه اون سیاهی ها میبینم.
ازم میخواد موهاشو مرتب کنم.رام میشینه زیر دستم و مثل آرایشگرای حرفه های انگشتامو بین موهاش میبرم و با آب و زل مو بهشون فرم میدم.تموم که میشه میگم ببین چه خوشگل شدی!
تلفنش زنگ میزنه.یه پروژه جدید بهش پیشنهاد میشه .تلفنش که تموم میشه بهم میگه: تو خیلی خوش یمنی. خوش قدم من! ازین حرفش ذوق می کنم.
میگه بریم همبرگر بخوریم؟
بهش میگم مگه نمیگی به سختی وز

ادامه مطلب  

رویا بازی  

کلی چیز هست که دوست دارم تجربه کنمدوست دارم بتونم یه کتاب بنویسمانواع و اقسام خوش گذرونی رو انجام بدم. BMW X6 سوار شم. چند جرعه شراب سال 1911 بخورم. چندتا تتوی خاص بزنم. مدیریت یه شرکتی موسسه ای چیزی رو انجام بدمازدواج کنم. طی یه جشن مجلل. به همسرم رانندگی یاد بدم و روز تولدش واسش ولستر رنگ جیغ بخرم. باهم سفر کنیم و نقاط مختلف جهان رو ببینیم. کلاس زبان بریم. تو خونه با هم انگلیسی صحبت کنیم. عشق بازی کنیم. دیوونه بازی. پیاده روی. با بهونه یا بی بهونه واس

ادامه مطلب  

مرضیه...  

داشتم توی فضای مجازی می گشتم که چشمم خورد به این مطلب از حمید جدیدی ... خیلی به دلم نشست...
 شانزده سالم بود که از "مرضیه" خوشم اومد. چند خونه اونورتر از ما زندگی می کردن، اونوقتا مثل حالا نبود بشه بری جلو و اقرار کنی .. که عاشق شدی، عشق رو باید ذره ذره می ریختی تو خودت، شب ها باهاش گریه می کردی، صبح ها باهاش بیدار می شدی و گاهی میبردیش سر کلاس...
"مرضیه" دو سال بعد شوهر کرد 
20 سالم که شد از همکلاسیم خوشم اومد ... خیلی شبیه مرضیه بود... رفتم جلو و بهش گفتم

ادامه مطلب  

دلتنگی  

دلتنگی یعنی...
بشینی و به یه گوشه زل بزنی و فقط ب خودش فکرکنی..
دلتنگی یعنی گوشیتو برداریو یکی یکی عکسای تکیشو نگاه کنی و قربون صدقش بری..
یعنی وقتی عکسای دونفرتون میاد جلوچشمت گونه هات خیس شن..
دلت هواشو کنه..
بری سراغ چتش...دوباره همه رو بخونی...
بابعضی تیکه هاش بخندی و بعد که یادت بیفته نیس اشکت دربیاد..
بعضی قسمتاشم تامرز جنون میبرتت..
دلتنگش ک باشی یه خونه 300متری هم برات میشه یه قفس..
غذایی ک میخوری ازگلوت پایین نمیره...
میگی اشتها ندارم..
واسه شنی

ادامه مطلب  

سومین سال تولدم بی تو  

شهریور دختر احساسی 
آخرین لحظه تابستانی
دل نازک گندمی
دختری ک تمام احساسش را سر موهایش خالی میکند
دختر شهریوری همیشه ساده است همیشه فک میکنه همه مث خودشن اما وقتی با واقعیت روبروشه دیگ مث قبل نمیشه وقتی بهش بدی کنن کل وجود طرف و ازیاد میبره فقد چیزایی ک دوسداره تو خاطرش میمونن
اما وقتی موهاشو کوتاه کنه دیگ بی احساسه...
حالا من ی دختر شهریوری 
تولدم مبارک:(
آرزوی هرسالم تا سالی ک برسه اونروز
باتو♡♡hadi♡♡شمع هارو فوت کنم

ادامه مطلب  

 

دایی سینا که الان دکتر شده ازدواج کرده و سه تا پسر داره که دوتاش دوقلون یکی از یکی شیرینتر دایم همیشه کله سه تاشونو کچل میکنه کوچیکتره از صدای ماشین میترسه وبرا همین دایم با تیغ سرشو میتراشه زن دایم مخالف کچل کردن پسرا است ولی دایم کار خودشو میکنه یه دفه از خاطرات بچگیم واسه زندایم گفتم که همیشه موهامو پسرونه میزد و حتی یه بار سرمو تو خواب ماشین کرد زن دایم گفت اتفاقا خودشم گفته دسته موهاتو با عکسای ماشین شدن موهات هنوزم تو یه صندوقچه نگه دا

ادامه مطلب  

 

یه دفه پسر خاله بزرگم داشت تو انباری سر دادشاشو اصلاح میکرد من و دختر خالمم وایساده بودیم نگا میکردیم دختر خاله بزرگم شوهر کرده بود که اومده بود خونه خالم یهو اومد انباری پیش ما کار اصلاح پسرا تموم شده بود که موزر رو از دست پسر خالم گرفت و بعدم گفت فرانک بشین اونم از خدا خواسته نشست و دختر خاله بزرگم مثل دیونه ها سر بچه رو گرفت پایینو و از پشت سرش شروع کرد ب زدن مو هاش فرانکم یه ذوقی میکرد از خوشحالی جیغ میکشید از اینکه سردی ماشین به کف سرش میخ

ادامه مطلب  

 

  شنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1395................................................................این سایتو فقط واسه اون کسی بفرستیدکه واقعا و از ته دلتون دوستش دارین . . .    موهاش دریا بود . . .  دنیامو زیبا کرد . . .  فهمید دیوونم . . .  موهاشو کوتاه کرد . . .  . . . 

ادامه مطلب  

4  

چند روز پیش رفتم موهامو کوتاه کردمچتری زدم جلوش روپشتش رو نمیخواستم زیاد کوتاه کنم ولی به دلیل موخوره زیاد کوتاه کردم.... شبیه خارجیا بچه ها شخصیت کارتونیا هرچی که فکرشوکنید شدم
باحالهتو باشگاه همه میددیدن میخندیدن و کلی تعجب میکردن:)) اصن فکرشم نمیکردن اینطوری ببیننمچندتا از بچه ها هم کوتاه کردن بودن.. حالا شیوا هم زده موهاشو یه بارم فردا اون میخداد کولاک کنهعکسشو گذاشته بود تو اینستا از منم کوتاه تر کرده پسرونه-_-خلاصه کلا تنوع
 
حالا باز ا

ادامه مطلب  

 

عشقمهووممیشه نخوابی؟باصدای خواب الودش نه...میدونستی دنیامی؟وای بذار بخوابم میدونم!!!!!دست میارم توموهاش..بومیکشم...دیوونه میپرستمت...ادای گریه درمیاره بذار بخوابم..!!!باشه تو بخواب من تا صب همین طوری نگات میکنم...باانگشتم موهاشواز صورتش میزنم کنار..ومیگم میدونستی درحد مرگ میپرستمت؟؟وباز باهمون صدا میگه همم....قربون خواب الودگیت شم...عشقم خب من خوابم نمیاد چیکار کنم؟؟میام نزدیک و اروم لپشو بوس میکنم..یکم غر میزنهی بوسه کوچولو از لبش....دیدم چشا

ادامه مطلب  

////  

> صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود >
با خودش گفت:
> "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "
و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
> > >فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود >"
هیییم! امروز فرق> وسط باز میکنم"
 این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت >... >پس فردای اون روز
> تنها یک تار مو رو سرش بود >"اوکی امروز دم اسبی میبندم"
 همین کار رو کرد و> خیلی بهش میومد ! > >
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! >فریاد زد
> >ایول!!!! امرو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1