برودپیک صعود شده است، شکی دز آن ندارم| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

برودپیک صعود شده است، شکی دز آن ندارم

چند روز پیش به دنبال یادداشتی می گشتم که در سال 93 در باره اثبات صعود مسیر جدید برودپیک نگاشته بودم  تا برای دوستی بفرستم. اما متوجه شدم به دلیلی پاک شده است. به همین دلیل بار دیگر آن را منتشر می کنم.

***

برودپیک صعود شده است. شکی در باره آن ندارم. متاسفانه شواهد و عکسها و فیلم هایی که اعضای تیم بر روی قله گرفتند همراه آنها مفقود شده است. اما عقل سلیم نمی تواند حکم دیگری جز صعود قله بدهد. چنانچه مشاهده خواهید کرد در این مقاله فرض را بر صداقت کسی نگذاشته ام. حتی بر این اصل نانوشته در کوهنوردی هم تاکید ندارم که زمانی که اعضا تیم صعود همگی کشته می شوند، در صورتیکه به صعود خبر داده باشند صعود آنها پذیرفته می شود، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود (همچنانکه اولین صعود کنندگان دیواره ترانگو بعد از صعود و هنگام برگشت کشته شدند و هیچ مدرک صعودی از آنها به دست نیامد، اما اولین صعود به نام آنها ثبت شد). بلکه روند وقایع به گونه ای رخ داد که اصولا هیچ جایی برای شک و شبهه در صعود باقی نمی ماند. 

 

ابتدا نگاهی اجمالی بیندازیم به روند وقایعی که به روشن شدن این موضوع کمک می کنند. ساعت 4 بعد از ظهر مجتبی با من که در کمپ 3 مستقر بودم از طریق بی سیم تماس می گیرد و اذعان می دارد یک ساعت تا قله فاصله دارند. آنها شک دارند که به سمت قله بروند یا قله فرعی و کمپ 3 و نظر من را می پرسند. آقای سعدی در کنار من مکالمه را می شنید. همچنین بی سیم در کمپ اصلی روشن بود و آقای برهمنی نیز این مکالمه را شنید.

 

نیم ساعت بعد مجتبی با برادرش در ایران صحبت می کند و می گوید فاصله کمی با قله دارند و صعود را انجام شده فرض کند زیرا ممکن است نتواند از روی قله با او تماس بگیرد. ساعت 5 بعد از ظهر مجتبی با من تماس می گیرد و می گوید به قله رسیده اند. آقای برهمنی بار دیگر این مکالمه را می شنود و با آنها صحبت هم می کند. در همان حال آیدین از طریق تلفن ماهواره ای با آقای بابازاده در ایران تماس گرفته و خبر صعود را می دهد.

 

چند روز بعد باربر ارتفاع پاکستانی، سرور، به قله می رسد و اذعان می دارد پرچم ایران را زیر سنگی بر روی قله، و رد پایی را از سمت مسیر جدید به سمت قله دیده است. او عنوان می داشت که کاغذهای شکلات را هم بر روی قله دیده است که مدعی بود متعلق به تیم ما بوده است. به نظر من می توان این نکته را نادیده گرفت چون افراد دیگری نیز به قله صعود کرده بودند و این کاغذهای شکلات ممکن است متعلق به هر کدام از آنها بوده باشد. اما پرچم ایران و جای پا از سمت مسیر جدید نمی توانسته متعلق به کس دیگری جز تیم ما بوده باشد.

 

چنانکه مشاهده می کنید چند نفر در ساعات و شرایط مختلف از قول تیم شنیده اند که آنها به قله رسیده اند یا نزدیک قله هستند. سرور نیز علائم صعود قله توسط تیم ما را مشاهده کرده است. افرادی در مکانهای مختلف و بدون ارتباط با یکدیگر. احتمال اینکه همه این افراد، یعنی من، و آقایان سعدی، بابازاده، احمد جراحی، برهمنی، و سرور همگی دست به یکی کرده باشیم و سناریویی تا این حد بدون نقص را آن هم در آن شرایط بحرانی بعد از برنامه ساخته و پرداخته باشیم صفر است. بسیاری از ما در آن لحظات هیچ تماسی با یکدیگر نداشتیم. مثلا من با آقایان بابازاده یا احمد جراحی از کمپ 3 اصولا هیچ ارتباطی نمی توانستم داشته باشم چون تلفن ماهواره ای در اختیار تیم قله بود.

 

احتمال اینکه اعضا تیم قله به دروغ مدعی شده باشند قله را صعود کرده اند نیز منتفی است. اولا به دلیل مباحث و رسوایی هایی که در مورد صعودهای دروغین در ایران رخ داده بود تیم ما به خوبی می دانست باید با گرفتن عکس و فیلم، صعود خود را کاملا مستند کند. حتی با فرض محال اگر می خواست چنین کاری کند دلیلی نداشت در مورد صعود یا عدم صعود با من مشورت کنند. مگر آنکه عمدا با هدف گمراه ساختن همه ما آن مکالمه را انجام داده باشند، بعد مجتبی با برادرش تماس گرفته باشد و بعد هم با من و آقای بابازاده تماس گرفته و مدعی شوند که قله را صعود کرده اند. کاملا بعید و دور از ذهن است که کسی بتواند چنین سناریویی را در آن ارتفاع و در آن شرایط خستگی  بسازد. حتی اگر چنین توانی داشتند می بایست بدانند که باید عکس هایی بگیرند که شباهت به قله داشته باشد و تنها جایی که می توانستند عکس هایی که شباهت به قله اصلی داشته باشد را بگیرند قله فرعی بود. اما طناب ثابت از قله فرعی تا گردنه 7800 متر کشیده شده بود و آنها اگر در ساعت 5.5 عصر از قله فرعی سرازیر می شدند الان در کنار ما بودند.

 

به این ترتیب احتمال دروغ گویی در مورد صعود کاملا منتقی است. حال می توان پرسید آیا این احتمال وجود دارد که بچه ها قله را اشتباه گرفته باشند و به جای دیگری به غیر از قله اصلی صعود کرده باشند؟ آن روز بعد از ظهر هوا باز بود و امکان نداشت کسی بر روی نقطه ای از یال باشد و قله را تشخیص ندهد. آنها حداقل در ساعت 4 از موقعیت خود آگاهی داشتند و می توانستند قله را ببینند و یک ساعت بعد نیز با اطمینان از صعود قله خبر دادند. در حالیکه اگر هوا نامساعد بود آنها طبیعتا تا زمان رسیدن به قله نمی توانستند دقیقا تشخیص دهند قله کجاست و چقدر با آن فاصله دارند. به علاوه شهادت سرور از مشاهده پرچم بر روی قله و رد پا از سمت مسیر جدید نافی این فرضیه است.

 

با توجه به موارد فوق نباید ذره ای در مورد صعود قله توسط تیم ما شکی به خود راه داد. کسانی که صعود قله را زیر سوال برده اند از جمله به یک گفتگو توسط آقای قرائی و جاسک بربکا استناد می کنند. مدتی پیش از آقای قرائی خواستم متن این گفتگو را در اختیار من قرار دهد تا حداقل مطمئن شوم ترجمه از انگلیسی به فارسی به درستی صورت گرفته است. که البته ایشان اینقدر مرام نداشت که بعد از آنکه برای ماه ها تا جایی که در توان داشت علیه من گفت و نوشت این درخواست ساده را اجابت کند. بنا براین فرض می کنیم همان متن منتشر شده نظر واقعی بربکا است.

 

ظاهرا بربکا در این گفتگو با آقای قرائی مدعی شده است تیم ما به قله صعود نکرده است با این استدلال که از آنجا که مسیر تا قله طناب ثابت داشته است، در صورتیکه آنها به قله می رسیدند به راحتی می توانستند باز گردند.

 

در دو مصاحبه ای که از جاسک بربکا پیدا کردم (اینجا و اینجا) در یکی عنوان شده او تا ارتفاع 7900 متر و در دیگری تا ارتفاع 8000 متر صعود کرده است. و به دلیل باد و سرمای شدید از ادامه منصرف شده است. آنها جسد توماس کوالوسکی را در ارتفاع 7900 متر پیدا می کنند. چند روز بعد جسد برادر او بعد از قله فرعی توسط باربران پاکستانی که در استخدام ما قرار داشتند پیدا شد. بنابراین بربکا حتی تا قله فرعی هم صعود نکرده است و نمی تواند بر اساس مشاهدات خود مدعی شود مسیر تا قله طناب ثابت داشته است.

 

مسیر تا قله فرعی طناب ثابت داشت اما نه بعد از آن. واقعیت این است که شیب یال بین دو قله فرعی و اصلی به جز بعضی نقاط به قدری کم و پهنای یال به قدری زیاد است که نصب طناب ثابت هیچ توجیهی ندارد. بنابراین برداشت و قضاوت بربکا به سادگی نادرست است. همچنین ظاهرا به ذهن آقای بربکا نرسیده است که تیم ما از مسیری جدید صعود کرده بود و قصد بازگشت از مسیر نرمال را داشت. حتی اگر به قله هم نرسیده بود، با این فرض وجود طناب ثابت تا قله، تیم ما می توانست از هر جایی به مسیر نرمال بر روی یال وارد شود و طناب های ثابت را پیدا کند. مگر آنکه به طور کلی مدعی شویم آنها حتی به یال هم نرسیده اند. حتی بدبین ترین افراد هم چنین احتمالی را مطرح نمی کنند.

  

مطمئنم این دلایل بعضی را مجاب نخواهد کرد؛ کسانی که صعود نانگاپاربات باشگاه دماوند را علی رغم آن دلایل محکم و بصری (تطابق عکس های قله با عکس های دیگر صعود کنندگان) نپذیرفتند غیر ممکن است با این استنتاج ها متقاعد شوند.

 

همچنین افراد دیگری، به خصوص اعوان و انصار فدراسیون کوهنوردی، از همان روزهای اول و از سر حب و بغض سعی در زیر سوال بردن این صعود را داشته اند. انگیزه آنها از این اقداماتشان البته کاملا مشخص است. صعودی که صورت گرفت ورای تصور آنها بود و حالا به جای روبرو شدن با بی لیاقتی خود سعی دارند این صعود را مخدوش اعلام کنند.